این روزها اینترنت ایران بیش از هر بحرانی که پیش سر گذاشته تحت فشار فیلترینگ و اختلال است. ایران در روزهای جنگ حدود دو روز شاهد قطعیِ کامل اینترنت بود و مثل هر بار مردم ایران با استیصال و نگرانی بسیار شدیدی مواجه شدند که ناشی از قطع شبکه اینترنت بینالمللی بود. قطع اینترنت دستکمی از آوار جنگ نداشت. بارها و بارها در مجله بازخورد متذکر شدهایم ــ و در فضایی گستردهتر کنشگران آزادی اینترنت در رسانههای جریان اصلی و بدیل دائماً تکرار کردهاند ــ که قطع اینترنت از هیچ منظری عقلانی و انسانی نیست. با این حال، همچنان یکی از اولین گزینههایی که در بحرانهای بزرگ به فکر صاحبمنصبان کشور میرسد قطع یا تحدید اینترنت است.
پس از آنکه اینترنت بهمدت دو روز قطع شد، مقامات مسؤول اعلام کردند اینترنت به کیفیت سابق خود بازگذشته است. اما تا این لحظه که شماره ۳۸ بازخورد در حال ارسال به چاپخانه است، اینترنت ایران حتی به کیفیتِ نازل قبل از جنگ هم نرسیده است. به شهادت کارشناسان مستقل و رسانههای آنلاین حوزه فناوری، میزان اختلال و دامنه فیلترینگ بسیار گسترده شده است، چندانکه گاه شبیه به یک اینترانت در داخل کشور است؛ همان شبکه ملی اطلاعات که گاهی نام بیمسمای «اینترنت ملی» را بر آن گذاشتهاند.
بعد اینکه اینترنت از قطعی درآمد و کاربران مجدداً بهشکل کجدار و مریز به اینترنت بینالمللی متصل شدند، مهمترین تشکل صنفی کسبوکارهای اینترنتی کشور اعلام کرد در پی شرایطی است که بتواند برای کسبوکارهای اینترنتی عضوش اینترنت بینالمللی پایدار فراهم کند. کنشگران آزادی اینترنت که سالها مفاهیم مرتبط با «اینترنت طبقاتی» را دنبال میکردند، به این درخواست اعتراض کردند و این اقدام را که به عادیسازی اینترنت طبقاتی راه میبرد، نقد کردند. کنشگران در رسانههای اجتماعی بهشدت به این تقاضا اعتراض کردند و رسانههای آنلاین حوزه فناوری نیز که مخاطبان فراوانی دارند این اعتراضات را پوشش دادند.
اینترنت و ارتباطات دیجیتالی بینالمللی ذاتاً با رسانههای ارتباطجمعی که نظامهای سیاسی علاقه به کنترل آنها دارند متفاوت است. اینترنت را نباید در زمرۀ رسانههایی چون مطبوعات و تلویزیون و ماهواره و ویدیو دانست و برای اینترنت هم همان نسخههای منسوخ و البته بیثمر را پیچید. اینترنت امروزه فراتر از ابزارِ ارتباطی صِرف نزد کاربران است. اینترنت فرهنگ و اقتصاد و جامعه خود را بین انسانها ساخته است. ایران میلیونها کودک و نوجوان و جوان دارد که زاده دنیای اینترنتاند، به این معنا که از هنگام تولدشان اینترنت وجود داشته و در اوان کودکی و نوجوانی با اینترنت حشرونشر داشتهاند. مدارس آنها به شبکههایی وصل بوده که از برخی از ابزارهای اینترنتی بهره میگرفته، درس و ورزش و کنشهای اجتماعی و فرهنگی آنها با اینترنت ممزوج بوده و دیگر نمیتوان اینترنت را بر آنها بست. اینترنت که حتی مقامات از گفتن نامش میهراسند و آن را «فضای مجازی» میخوانند، جزئی از زیرساختهای زندگی مردم ماست، مثل برق و جاده و آب.
در هر حال، در دورهای که مردم نگران جان و مال خود هستند و آیندهای پرتعلیق را پیش رو دارند و بزرگترین منبع اخبار و تحلیل آنها که میتوان بدان اتکا کرد رسانههای اینترنتی است، قطع اینترنت و تشدید فیلترینگ و اختلال آن جز ایجاد فشار مضاعف بر مردم و از بین بردن امنیت روانی آنها ثمری ندارد.